
کاش می دانستم چه می خواهم، آنوقت می توانستم گاهی اینجا چیزی بنویسم!
...
گذشتن ابرها پشت برگهای ازگیل، از جلوی قرص ماه، و شاید نگاه هر دومان به آن، با فاصلۀ دو بند انگشت از هم روی نقشه! که گاهی حتی یک نقطۀ مشترک را دیدن میتواند بهانۀ خوبی برای عاشقی باشد. من چقدر عاشقم امشب و از نبودنت هدر میروم.
انگار آن روز که در آغوش کشیدمت پرندگانی سیاه از شاخۀ بالای سرمان پریدند...
* عنوان پست بخشی از شعر "لیالی لا" از مجموعۀ "نامه ها"ی سید علی صالحی ست.

